برای جلوگیری از شایعاتی که در کامنتهای پست قبلی داشت شکل می گرفت٬ این مطلب رو که در وبلاگ گروهی itmanagement نوشته بودم رو اینجا کپی می کنم! خدایا شایعات را از ما دور نما!
گفته های بسیاری درباره تعداد کاربران اینترنت در ایران و آمارهای متعدد و تفاوتی ارایه شده است. اگر بخواهیم شفاف تر به این آمار نگاه کنیم٬ قبل از ارایه هرگونه آماری باید چند مرزبندی شفاف به تعاریفی از جمله عبارات زیر داشته باشیم. این تعاریف و مرزبندی ها صرفا پیشنهاد شخصی من هستند که فکر می کنم به ما کمک می کنند به نتایج واقع بینانه تری برسیم:
اول تعریف کاربر اینترنت: هر کسی که برای انجام اموری جاری مانند جستجو٬ چک کردن ایمیل٬ مطالعه اخبار و غیره به اینترنت بصورت متوالی وصل می شود. نه صرفا هر کسی که یکبار آموزش دیده است چگونه از اینترنت استفاده کند. این رو از این جهت مطرح می کنم که آماری از آموزش و پرورش به عنوان بزرگترین سازمان دولتی کشور دیدم که ادعا میشد تمام مدیران این سازمان آموزش استفاده از اینترنت را دیده اند و کاربر اینترنت هستند. قطعا تمام این افراد که صرف در کلاسهای مزبور شرکت کرده اند کاربر واقعی اینترنت نیستند.
دوم تعریف کاربر ایرانی: شمارش کاربرانی که صرفا ملیت ایرانی دارند به عقیده من ارزشی ندارد. آماری که از کاربران ایرانی ارایه می شوند باید شفاف باشند که آیا شامل ایرانی های مقیم خارج از کشور هم می شوند یا خیر و اگر بله با چه شرایطی. (البته همانطور که عرض کردم وقتی مساله آمار و تحلیلهای آماری مطرح می شود)
سوم تعریف کاربر فارسی زبان: ایرانی ها٬ تاجیک ها و بعضی افغانها فارسی صحبت می کنند. به نظر من مهم ترین آماری که ما می توانیم استخراج کنیم تعداد کاربران فارسی زبان اینترنت است. چرا که در فضای کسب و کار تحت وب ایران٬ بیشترین مخاطبین این ها هستند. مثلا اگر به مجموعه ای مانند پرشین بلاگ نگاه کنید٬ تمام سرمایه این مجموعه کاربرانش هستند که چه ایرانی چه غیره٬ فارسی زبانند.
اگر ایرانی هایی را در نظر بگیریم که چه در داخل ایران و چه خارج٬ با محتوای فارسی تعاملی ندارند٬ جزو بازار هدف پرشین بلاگ هم قرار نمی گیرند. و یا بالعکس٬ سایت های مانند سایت صنایع دستی ایران که به زبان انگلیسی است٬ با اینکه ایرانی است ولی بازار هدفش انگلیسی زبان ها هست.
یا حتی کاربر ایرانی فارسی زبان که تنها مصرفش از اینترنت چت کردن یا مطالعه سایت های خبری انگلیسی یا چک کردن ایمیل هایش باشد٬ نباید جزو مخاطبین وب فارسی تلقی گردد.
تاکنون اعدادی بین ۷ تا ۱۲ میلیون نفر به عنوان ایرانیان کاربر اینترنت مطرح شده است. ولی با آمارهایی که سایت هایی نظیر پرشین بلاگ که حجم بزرگی از محتوای فارسی را در خود جای داده اند٬ تصور نمیکنم بیش از ۵ میلیون کاربر وب فارسی در جهان داشته باشیم. اگر جمعیت ایران را ۷۰ میلیون در نظر بگیریم کمتر از ۷.۲ درصد ایرانیان مخاطب وب فارسی هستند.
این در حالیست که ضریب نفوذ اینترنت در جهان بیش از ۳۰ درصد است (طبق گزارش های CIA Factbook)
باور اهمیت وب فارسی زمینه پیشرفت کسب و کار های اینترنتی در ایران و مزیت نسبی شرکت های خدماتی ایرانی در محیط اینترنت به شرکت های بزرگ خارجی مانند یاهو و گوگل است.
¤ نویسنده: عماد هنرپرور
وقتی کتابهای بازاریابی و فروش رو مطالعه می کنید، یکی از مهمترین مسایلی که به کرات بهش اشاره میشه فنون مذاکره و کنترل جلسه است که فرنگی ها بهش میگن negotiation
روزی یک بازرگان هندی رو در دفتر یکی از دوستان که کارشون تولید رنگ صنعتی بود دیدم. مدیر فروش منطقه ای شرکتش بود و برای فروش مواد خام رنگ ترافیک اومده بود به ایران. می گفت این اولین کارخانه ای هست که ازشون خرید کرده و خیلی ابراز ناراحتی (البته توام با ادب کامل!!) می کرد که فرهنگ تجار و مدیران ایرانی متفاوت از فرهنگ بازار های جهانی است. میگفت مدیران ایرانی معامله رو مثل یک بازی فوتبال نگاه می کنند که فقط در صورت شکست حریفشون، پیروز میدان خواهند بود! خوب، تعبیر قشنگ و ناراحت کننده ای بود!
من نگاهی به نکات مذاکره موفق در چند سایت کردم و گزیده ای رو خدمت شما عرض میکنم:
- نباید مذاکره را با مقابله اشتباه گرفت. این تقریبا همون نکته ای هست که تاجر هندی بهش اشاره می کرد. در مذاکرات میشه هر دو طرف برنده باشند.
- در مذاکرات حساس و مهم که گاهی بسیار طولانی می شوند نباید احساساتی شد. خوب، من اینو که خوندم٬ یاد چند سال پیش خودم افتادم موقعی که دفتری رو می خواستم اجاره کنم و ...! همه مردم در زندگی دردهایی دارند! ولی میز مذاکره جای گوش کردن به گرفتاریهای دیگران نیست!
- موضوع و روند مذاکره را متاثر از شرایط محیطی یا شخصیت طرف مقابل نکنید. یعنی نباید تفاوتی بکند که در عرشه یک کشتی مجلل تفریحی با یک آدم خوش تیپ مذاکره می کنید یا در یک دفتر کهنه و قدیمی با کسی که دو دندان جلویی را ندارد!! (کی گفته؟!؟!)
- راه حل ارایه بدهید. برای هر گرهی راه حلی باید پیدا شود. مشاجره و ایستادن بر سر مواضع خود راه به جایی نمی برد. شخصا فکر میکنم موقع مذاکره بهتره اول خطوط قرمز شرکتم رو برای خودم و نیازهام رو برای طرف مقابلم بیان کنم. فاصله این دو میشه فضای انعطاف پذیری من.
- آخرین مساله مهم هم زمانبندی مناسبه. یکی به من در این مورد کمک کنه! گپ های بعد از مذاکره گاهی غیر قابل کنترل می شوند. البته خودداری از ورود و ادامه همه مباحث قطعا راه حل خوبیه ولی به کمی خویشتن داری نیازمنده.
از اینکه این مطلب رو خوندید از شما سپاسگزارم٬ شما هم نکاتی که فکر می کنید مهم هستند رو بفرمایید :)
¤ نویسنده: عماد هنرپرور