کاریکاتورهای جشنواره رسانه های ديجيتال
جشنواره پرطمطراق و زرق و برق رسانه های دیجیتال هم که شروع شده. دیروز فرصتی داشتم تا نگاه مفصلی به این جشنواره بیاندازم. از شما هم دعوت می کنم به غرفه های ما سری بزنید: غرفه گروه سایت های پرشین بلاگ، در سالن پایگاه های اینترنتی (سالن ۱۴ و ۱۵) و غرفه پرشین تل در سالن مقابلش که مربوط به نرم افزار های موبایل هست.
در غرفه پرشین بلاگ مثل تمام نمایشگاه های گذشته٬ خبری از تجملات نیست! ولی امسال با حضور بچه های باشگاه طرفداران پرشین بلاگ٬ غرفه مون صفای خاصی داره. فقط و فقط جای آقای دکتر خالیه که امیدوارم ایشون هم به روزهای باقی مونده برسن.
از حق نگذریم استقبال سایت ها و صاحبان کسب و کار ها از نمایشگاه خوب بوده. هم نام های قدیمی دیده میشه هم نام آوران جدید. غایب هم زیاد هست البته... وضعیت نظم عمومی و مدیریت نمایشگاه هم خوبه. البته از این حجم پول و اراده دولت باید انتظار بیشتر هم داشت. بخش خصوصی به هر شکل مجبوره در هزینه کردن دست به عصا راه بره.
ولی از همه این ها بگذیرم... از لحظه ورود به نمایشگاه چیزی کهبرای من جلب توجه کرد و آزارم داد کاریکاتورهای فراوانی بود که در جای جای مسیر نمایشگاه گذاشته شده بود. مضامین این کاریکاتورها من رو به یاد اخبار صدا و سیما در ۴-۵ سال گذشته در مورد اینترنت می انداخت. در یکی از تصاویر فردی در گرداب اینترنت (با نشانه @) در حال غرق شدن بود، در دیگری پدر و مادر و جد و جده های یک کودک در حال تلاش برای بلند کردن او از پای کامپیوتر بودند، در دیگری کسی در برابر کامپیوتر گیج و منگ شده بود و ... حدود 15 کاریکاتور در ابعاد حدودا 10 متر مربع و تمامی آنها با خلاصه مضمون "اینترنت اخ است"!
سول: برادران من... پس چرا جشنواره برگزار کردید؟ چنین هزینه گزافی برای القا بد بودن، مهلک بودن و گرداب گونه بودن دنیای مجازی، نیاز ما بود؟ تصور کنید نمایشگاه شما برای نوجوانی که دست در دست پدر و مادر خود به این نمایشگاه می آید، پدر و مادری که 2-3 نسل قدیمی تر از او هستند، چه ارمغان می آورد؟؟
ظاهرا کاریکاتوریست شما بی هماهنگی شما، متعلق به خط فکری متفاوت و متضادی بوده است، و شما بی تامل افکار او را در نقض تمام هزینه ها و تلاش های فرهنگی و اقتصادی خود که قطعا به نیت اعتلای جامعه مجازی بوده، در معرض قضاوت عموم قرار داده اید.
البته الملک لله... من نگران دنیا نیستم، که می دانم فرمانروایش کاردان است. فقط کمی تعجب کردم...
¤ نویسنده: عماد هنرپرور
نگاهی به مدیریت ارتباط با مشتری در بازار جهان و ایران
در پست قبلی درباره کلاه برداری ها و فریب های اینترنتی نوشته بودم که دیدم کسی برام کامنت گذاشته اگر درآمد ۱۰۰ میلیون تومانی در ماه می خواهید بروید به این سایت!! جل الخالق! اگر با روش Z Transform حساب کنید با این درآمد و ارزش افزوده ی ۱۶ درصدی در سال شما بعد از ۲ سال صاحب ۳ میلیارد تومان پول می شوید اون هم فقط با یک ایمیل! خوب... آدم باید خودش عاقل باشه.
مطلب زیر رو در بهمن ماه برای اولین شماره مجله تحلیلگران نوشته بودم که به دلایلی که باید بابتشون به سردبیر این مجله٬ دوست خوبمون نیما رسول زاده تبریک فراوان گفت(!) چاپ نشد. نتیجه اینکه من هم بعد از ۲ ماه و کسب اجازه از مدیر مسول مجله، فرستادمش برای مجله عصر فناوری ارتباطات که امروز چاپ شده در اونجا.
برخی از ما به هنگام خرید کردن از یک فروشگاه و یا مذاکره با مسوول فروش یک شرکت رفتار و منش فروشنده و یا بازاریاب شرکت برایمان بسیار مهم است و شاید برخی چندان فاکتورهای فوق را مد نظر نداشته باشیم. شما از کدام دسته اید؟
سابقه ذهنی مردم از مشتری مداری گاه به همین مولفه های خوش برخوردی و اخلاق منتهی می شود. ولی در اقتصاد دیجیتالی شده امروزی، هنگامی که ابزار های قدرتمند IT، سیستم های نوین اطلاع رسانی و زیرساخت های جدید ارتباطی در خدمت شرکت هاست، و بنگاه ها دایما در حال نوآوری و رفتارشناسی مشتریان خود هستند، نمی توان به این ها بسنده نمود.
در این مجال قصد آن را داریم که یکی از تاثیرات فنآوری اطلاعات و تکنولوژی های نوین مبتنی بر اینترنت را بررسی نماییم.
راستی، شما می دونید چطور میشه یک پست از یک وبلاگ 1319 کامنت داشته باشه؟؟ به نظر شما راسته؟! من اگر این همه طرفدار داشتم موسسه مالی اعتباری تاسیس می کردم!
¤ نویسنده: عماد هنرپرور