عماد هنرپرور

این وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم.

 

دیگران می آیند و می روند و تو دیگر حتی در شبهای مهتابی هم فریاد نمی زنی چرا که گوش شنوایی نیست. آدمیان به حدی رسیده اند که اگر بگویی حال دلت چطور است با چشمان گشاد به تو می نگرند انگار که موجودی دیوانه و از سیاره دیگر دیده اند! جالب است در میان همین قلت فریاد زننده هم ناخالصی وجود دارد انگار که اینان فقط برای اسطوره سازی ساخته شده اند! باری به هر جهت، اینست قصه کهن و دراز و چقدر بد می شود که در اقلیت باشی. دلم برای حرف زدن تنگ شده است. باز هم حرفهای مردانه که بشود گفت و شنید. برای مدتی از این دنیای دیوانه و کثافت و تکاپویش به دور بود. بازهم دلم تنگ شده است برای نوشیدن فنجانی قهوه با یک دوست و این که به او بگویم سالهاست که یک مدل بوده ام پر از تلاش و حرکت و رسیدن به قله های پوچ موفقیت. بار دیگر خود را چونان موشی با چشمان بسته در طبلکی می بینم که در دایره زندگی، مرا می چرخانند. گاهی آرام و گاهی با شتاب و من می دوم و می دوم و فکر می کنم انتهایی وجود دارد. گاهی با من، مهربانی هم می کنند و من فکر می کنم چه دوست خوبی دارم که چنین مرا به حرکت وا می دارد. اما بعد از سالها دویدن و خستگی مفرط چشم بند می افتد و می بینم سالها در دایره ای کوچک دویده ام. پیر شده ام. سرم را که بالا می گیرم دیگر از هیچ گرداننده ای خبری نیست و من همانجا می لرزم...

این متن نمیدونم از کیه٬ ولی تو وبلاگ دوستم راد بود!

+ عماد هنرپرور ; ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱/٢۱
    پيام هاي ديگران ()   

 

سلام
تنظيم افکار روزانه و انلاين شايد تنها کاربرد وبلاگ برای من باشه. مهم نيست که چرا شروع کنم به نوشتن و حتی مهم نيست که چقدر ادامه بدم! ميز کارم مدتی نا منظمه و افکار روزانه ام بدتر! يکيشو حداقل درست کنم!
اميدوارم پست بعدی قبل از برف سال ۸۴ باشه! فعلا...

 

+ عماد هنرپرور ; ٩:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱/۱٠
    پيام هاي ديگران ()