عماد هنرپرور

این وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم.

 

آقای عبده از ساختمان بورس اوراق بهادار رفت و دولت مجاز به خريد پول مردم ازشون شد! نرفتن آقای عبده به نظر من اشتباه بود. مثل اصرار علی دايی در موندن تو تيم ملی ميموند. اگر آقای نهاونديان بجای ايشون بياد٬ فکر کنم دومين مدير سطح بالای دولت قبلی هست که در همان سطوح بکار گرفته شده.
ولی نکته ی جالب در سياست انقباضی فروش ۱۵۰۰ ميليارد تومان اوراق بهادار به مردم برای کم کردن کمتر از ۱۰ درصد نقدينگی مردم٬ اين نکته است که در جواب مشکلات قبلی اوراق که آقای دکتر توکلی گفته بودند مثل اعلام جنگ با خداست٬ گفته شده سود ناشی از اين اوراق صرف کنترل نقدينگی خواهد شد که حکم ربا هم پيدا نکنه. يعنی اگه يکی پول به کسی با بهره مشخص (مثلا ۱۷ درصد) قرض بده که برای دخترش جهاز بخره٬ ديگه نزول و ربا نيست؟  مگه در گذشته سود ناشی از اوراق بهدار و قرضه صرف چه کاری ميشده؟
الله اعلم...

+ عماد هنرپرور ; ۸:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۸/٢٧
    پيام هاي ديگران ()   

 

قانون بقای انرژی و من ميگه مجموعه من و انرژيهای درونيم مقداريست ثابت. پس وقتی من دارم انرژی زيادی صرف ميکنم حتما داره به من اضافه ميشه و طبق شرع و عرف و اخلاق٬ من منيت مياره و لذاست که از اون اجتناب کنم!

اگر انسان از اسبها نگهداری نميکرد و پرورش نميدادشون الان منقرض شده بودند (اين واقعيته٬ فکر نکنيد جو پست مدرنيه گرفتتم!) و حالا انسان اين حيوانات نازنين رو زنده نگه داشته که چی؟ يه موقع باهاشون ميرفت جنگ٬ يه موقع ازشون برای باربری استفاده ميکرد و الانم برای تفريح و ورزش سوارشون ميشه. خوب... منم تورو غذا ميدم که نميری... ولی نميخواد دستمو ماچ کنی٬ سواری بده بهم.

 

+ عماد هنرپرور ; ٤:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۸/٢٥
    پيام هاي ديگران ()   

 

نپستر (Napster) اعلام کرده که سود سال ۲۰۰۵ شرکت به ميزان ۱/۱ ميليون دلار (۵ درصد) کاهش پيدا کرده. اين منو ياد يه چيزی ميندازه. در هر کشوری واردات برخی کالاها با عنوان قاچاق ممنوع اعلام ميشه. بديهيه که برخی از اين کالاها به خودی خود غير قانونيند مانند مواد مخدر و برخی فقط به علت نوع ورودشون٬ مثل پوشاک. به هر حال هم مواد مخدر و هم پوشاک به تمام کشورها قاچاق ميشوند. تکليف مواد مخدر که روشنه ولی درباره مثال پوشاک بيشترين زيان شامل توليدکنندگان داخلی اون کشور و واردکنندگان قانونی ميشه. توليد کننده ها رو هم کنار بذاريم (با همه مشکلاتشون!) ميمونه نپستر! اين شركت بعد از دادگاههايی جنجالی و پرسرعتی كه برگزار شد (مثلا سريعتر از دادگاههايی مانند دادگاه مايكروسافت و NetScape) برای ادامه فعاليت قانونی خود سيستم File Sharing رو كنار گذاشت. ولی فعاليت نرم افزارهای غير قانونی مانند eMule و Kazaa راه را برای نپستر سخت نموده اند. درواقع نبود ضمانت اجرايی برای قانون مبارزه با تخلفهای اينچنينی بزرگترين آفت اين نوع كسب و كارهاست.

+ عماد هنرپرور ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۸/٢٢
    پيام هاي ديگران ()   

 

حدود يك ماه پيش تغييراتی در سيستم رنكينگ گوگل (كه با toolbar گوگل قابل مشاهده هست) اتفاق افتاد كه حتما شما هم متوجه شديد. اتفاقات خاصی هم همزمان افتاد كه يكيش كاهش رنك پورتال MSN از ۹ به ۲ بود! از آقای مت كاتس كه مدير فنی گوگل هست در اينباره سوال كردم كه فقط جواب داد گوگل تغييری در سيستم رنكينگش نداده. البته اين اتفاق فقط چند روز دوام داشت و در حال حاضر رنك اين سايت مانند گذشته ۹ هست. نظر شما چيه؟

خاطرم هست كه رنك ياهو هم تا حدود ۳-۴ ماه پيش ۱۰ بود كه به ۹ كاهش پيدا كرده.

+ عماد هنرپرور ; ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۸/۱۸
    پيام هاي ديگران ()   

 

تعريفی مستقل و يکتا از Web Portal سراغ داريد؟ من ندارم! يعنی معتقدم همچين چيزی وجود نداره. مثلا وقتی صحبت از web service ميشه ميدونيم با چی طرفيم و انتظاراتمون باهم تفاوتی نداره. ولی ظاهرا وقتی ميگيم پورتال٬ هر كسی يك برداشتی ميكنه. از اولين روزهايی كه شركتمون شروع كرد به كار كردن بر روی پورتال (كه اون موقع قرار بود اسمش بشه پرديس) به دنبال تعريف اين كلمه گشتم. سايت W3 يك مرجع مناسب بود كه هيچ جواب صريحی بهم نداد. نتيجه من اين بود كه اين عبارت تعريف مشخص و منحصر بفردی نداره. ولی دوستانم اينطور فكر نميكردند و در جواب تعاريفی ميدادند٬ البته بدون reference مشخص و كمی متفاوت از نفر قبل! دعوای گوگل با خبرنگاران و منتقدينش كه سعی ميكردند بگن گوگل داره يك پورتال ميشه و اصرار گوگل بر رد اين مساله هم کمک ميکنند به من تا بر باور خودم بمونم!

اينکه پورتال ميتونه سايتی باشه که سرويسهای مختلف رو (نه تمام سرويسها و نه الزما يک سری سرويس خاص) بصورت single sign on در اختيار كاربرانش قراربده برای من شخصا كافيه.

چند تا تعريفی كه از مراجع مورد اطمينانی پيدا كردم اينها هستند:
- سايتی كه تعدادی سرويس و منبع اينترنتی را (مانند ايميل، موتور جستجو، گروه و غيره) در اختيار شما قرار ميدهد - دايره المعارف ملی آمريكا، بخش تعاريف (Web Portal)
- نقطه شروع هر فعاليت اينترنتی كه در يك مجموعه باشد - دانشگاه تكزاس آمريكا
- وب سايتی كه نقطه شروع و درگاه يك سری منابع اينترنت و يا اينترانتی را فراهم مينمايد - دايره المعارف ويكيپديا

+ عماد هنرپرور ; ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۸/۱٦
    پيام هاي ديگران ()   

 

تا قبل از اينکه مرسدس بنز به عنوان اولين اتومبيل توليد شده بوسيله خط توليد شناخته بشود٬ داشتن اتومبيل برای افراد عادی مانند آرزوی سفر به ماه يا داشتن هليکوپتر شخصی برای ما بود٬ کاری ممکن ولی پرهزينه. مرسدس بنز قسمتی از روياهای مردم را به واقعيت نزديک کرد ولی قدم بزرگتری را فورد برداشت. با توليد انبود و کاهش قيمتها ديگر داشتن اتومبيل آرزو نبود. امروز هم که سرعت توليد و کاهش هزينه ها و بالا بردن کيفيت.
ولی جالبترين کاری که از انتهای دهه ۹۰ کمپانيها انجام دادند تبديل Mass Production به Customized Mass Production بود. يعنی احترام به نظرات و سلايق تك تك مشتريان به جای سعی در روانشناسی عمومی و در نظر گرفتن سليقه متوسط جامعه. اين مسير جديد نشان از تنگاتنگ شدن رقابت دارد. من با خريد از تويوتا ميتوانم اتومبيلی مشكی با تودوزی فابريك شرابی و فرمان sport و سردنده های نيكلی بخرم! پس تويوتا را به هيوندای كه اين امكانات را به من نميدهد ترجيح ميدهم هرچند گرانتر باشد.
همين اتفاق در ميان شركتهای دات كامی در حال وقوع است. من امروز ميتوانم به جای خريد كامل ۳ جلد كتابی كه به قسمتی از هر كدامشان نياز دارم٬ همان بخشهارا بخرم! مثلا فصل ۴ الی ۶ كتاب ۱ و ۳ فصل اول كتاب ۲ و ۳! جالبه نه؟ من ميتونم برم در يك پرتال عضو بشم و از همه امكاناتش استفاده كنم بجز يكيش. و اون يكی رو از جای ديگری بگيرم. انگار با دوستتون بريد بوف و برای خودتون از مغازه بقلی ساندويچ بگيريد!
خلاصه اينكه همه جا سر مشتريها دعواست (بجز بقاليهای ايران كه انگار از آدم طلب دارند!)

+ عماد هنرپرور ; ۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۸/۱٤
    پيام هاي ديگران ()   

 

آقای هاشمی شاهرودی صحبتهای بسيار مثبتی راجع به فرار مغزها و سرمايه از نظام اقتصادی ايران در صحن مجلس كردند. برای منی كه احساس ميكنم از وطن پرستی چيزی درونم نمونده هنوز شنيدن حرفهايی از اين دست خوشاينده. قطعا فقط يك مسكن (acetaminophen!) هست نه علاج، ولي برای بيمار مسكن هم لازمه به هرحال. در قسمتی ايشان گفتند كه "آيا حضور حدود ده هزار شرکت ايرانی با سرمايه و فکر و علم ايران در کشورهای حاشيه‌ خليج فارس، کمتر از واگذاری قطعه‌ ای از خاک کشور به بيگانه است؟"

واقعاهم اينطوره. اميدوارم تا اثر مسكن از تن خسته ي اقتصاد كشور بيرون نشده نسخه علاجی نيز پيدا بشه... آمين!
+ عماد هنرپرور ; ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۸/۱۱
    پيام هاي ديگران ()   

 

آدمهای بزرگ و رويای بزرگ آرامش و عاقبت خير٬ آدمهای کوچک و روياهای بزرگ٬ منطقی به بزرگی يک گاو و باری به سنگينی سياست.
تواناييهای خدادادی در اختيار قطار سهراب٬ با بار سياست که بسيار خالی ميرود. دنيا همون دنياييه که سهراب ديد و فهميد. من عوض شدم و جای کسی ديگر رو گرفتم. دغدغه هامون رو هم با هم عوض کرديم. چون طبق قانون بقای آرزو و عمل٬ مجموع اين دو هميشه مقداريست ثابت و دغدغه ها ميانگينی هندسی از اين دو هستند.
جملاتم هنوز طولانيند و کسل کننده٬ ترجمه ای از متنی که توی ذهنم به زبان سانسکريت گفتمش... دوست دارم ذهن رو با ظ بنويسم تا ترجمه ام متفاوت باشه٬ همين...

+ عماد هنرپرور ; ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۸/۸
    پيام هاي ديگران ()   

 

توی رسانه های آنلاين بازتاب نشست مطبوعاتی آرياگستر و واسط تجارت رو ميخوندم. اولين تيتری که ديدم منفی بود: ecommerce در ايران موفق نيست و ... داشتم فكر ميكردم چرا نيمه خالی ليوان؟؟ ما اين همه چيز مثبت و خوب گفتيم! اين همه اميدواری داديم و ...

دوستان خبرنگار من ميخواهيد نظر من رو بدونيد؟ ما (آريا و واسط) گفتيم يك همكاری بسيار ارزشمند شروع شده٬ بين دو شركت معتبر و پيشرو در سطح تبادل سهام شركتها و همكاری استراتژيك. ما گفتيم تجارت الكترونيكی تابحال در ايران سودده نبوده چون فرهنگ كامل اينترنتی شكل نگرفته٬ زيرساختها ضعيفند٬ قوانين وجود ندارند هنوز و پول الكترونيكی هنوز يك روياست! ولی گفتيم هم كه همكاری بين ما با تكيه بر ترافيك و تكنولوژی و تجربه دوطرف ايشالله ختم به خير ميشه و با كمك رسانه ها فرهنگشم درست ميشه و ...!
از قديم گفتن شما آستين بالا بزن٬ علاقه خودش ايجاد ميشه!

+ عماد هنرپرور ; ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۸/۱
    پيام هاي ديگران ()