عماد هنرپرور

این وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم.

 

یکی از دوستای قدیمیم میگفت چقدر وبلاگت آشغال شده! خوب آدم بخواد این چیزارو بخونه میره روزنامه میخره... منم جوابی نداشتم بدم! کس دیگری هم میپرسید نشتیات روزانه افکار شما اخبار تکنولوژی هست؟! به ایشون هم جوابی نداشتم بدم. خودم از خودم پرسیدم اصلا این چیزارو برای چی مینویسی اینجا؟؟ به نظرم برای اینکه به خوندن اخبار خارجی که همینطوری انجام میدم ادامه بدم، یا شاید هم برای اینکه دوست دارم وبلاگم به عنوان یک وبلاگ با محتوای اقتصاد و آی تی شناخته بشه! به نظر شما عیبی داره؟!

مدیر فنی شرکت AOL، خانم مارین گاورن با دعوا از این شرکت خارج شد! این خانم کمتر از یکسال بود که در این شرکت شروع بکار کرده بود و بر سر پروژه بررسی و کاوش اطلاعات (Data Mining) موتور جستجوی AOL که بیش از 650.000 کاربر ثابت (اعم از کاربرهای ثبت نام کرده و یا نا شناس) و چیزی در حدود 20 میلیون جستجوی انجام شده (متوسط در هر ۳ ماه)  داشته، با این شرکت به مشکل خورده و تصمیم به استعفا گرفته. خبری که در CNNMoney خوندم می گفت که شرکت از توضیح دادن طفره رفته و فقط گفته آقای جان مک کینلی که سابقه بیشتری هم در شرکت داره جای ایشون رو پر میکنه (حتما میدونید CNNMoney متعلق به شرکت AOL Time Warner هست!). ولی من شخصا احتمال میدم این دعوا مربوط به سیاستهای حریم شخصی و مساله ارایه اطلاعات منتجه به مراجع حقوقی و دولتی آمریکا باشه که چند وقت پیش هم بحث داغ موورهای جستجو بود و بجز MSN سایر موتورهای جستجوگر تن به درخواستهای دولت دادند (البته ساده لوحانه است اگر فکر کنیم MSN با قلدری کاملا از این کار اجتناب کرده باشه، جایی که یاهو و گوگل حاضر به همکاری میشن حتما مایکروسافت هم با شرایطی ناچار به همکاری میشه)
در رسانه های دیگه خبری در این مورد پیدا نکردم، فقط رویترز و informationweek همین خبر رو عینا منتشر کرده بودند.
چند تا چیز جالب دیگه:‌دنبال پروفایل این خانم در سایت شرکت بودم که به این آدرس رسیدم ولی AOL این صفحه رو حذف کرده! عجب! ولی خوب اینجا خبر انتصاب خانم گاورن هست.

+ عماد هنرپرور ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۳۱
    پيام هاي ديگران ()   

 

دو هفته پیش شرکت هلندی فیلیپس بخش ساخت ریز تراشه های خود را به مبلغ 4.3 میلیارد دلار به بخش های خارج از شرکت و مستقل واگذار کرد. به این صورت دو شرکت جدید تاسیس کرده بعد از انتقال بخش ساخت ریزتراشه های به این دو شرکت، 81% سهام این دو شرکت را به مبلغ 4.35 میلیارد دلار در بازار بورس عرضه نمود. نام فیلیپس از دو دهه گذشته به عنوان یکی از بزرگترین شرکت های ساخت ریز تراشه در کنار شرکتهایی چون American Micro Devices، Siemens Semi Conductors و اینتل مطرح بوده است. ولی ظاهرا در طی 4-5 سال گذشته این شرکت روندی مشخص در جهت تغییر بازار هدف خود در جهت تمرکز بر روی خدمات مهندسی پزشکی خود داشته است. بازاری که به جرات می توان گفت فیلیپس از زمان ورود در کسب سهم از آن موفق بوده است.

بدین ترتیب حلقه سه گانه محصولات فیلیپس به دو محصول، که به یکدیگر نزدیک نیز هستند محدود و متمرکزتر گردیده است:

فیلیپس - مثلث سه گانه محصولات در سال 2003

عکس از بروشور فیلیپس، 2003

یعنی با جدایی بخش Technology که همان بخش Philips Semi Conductor یا بخش سازنده ریزپردازنده هاست، بخش تولیدات مربوط به سلامتی و پزشکی پر رنگ تر شده است. عمده محصولات فیلیپس در این بخش به دو دسته محصولات مورد استفاده روزمره (مانند ریش تراش و DVD و غیره) و بخش پزشکی مانند دستگاه های MRI، سی تی اسکن و سایر وسایل آزمایشگاهی و بیمارستانی.

فیلیپس از این سالها تاکنون شعار خود را نیز از “let’s make things better” به شعار قابل انعطاف تری با عنوان “Sense and Simplicity” تغییر داده است.

رویه فعلی این شرکت به نظر من اهمیت توانایی بنگاه هایی حتی در ابعاد چند ملیتی و بزرگ مثل فیلیپس در تمرکز بر روی بازار های اصلی و سودده آنها را نشان می دهد. به هر حال فیلیپس با در اختیار داشتن حدود 20% از سهام بخشهای مستقل شده خود، هنوز نیز از این بازارها متفع خواهد شد. ضمن اینکه خود یکی از خریداران  مشتریان این دو شرکت خواهد بود.

+ عماد هنرپرور ; ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٥/٢۱
    پيام هاي ديگران ()   

 

امروز یک کشف کردم! اگر شما هم مثل من همزمان علاقمند به دو مقوله سینما و اقتصاد هستید، حتما برای شما هم جالب خواهد بود! فیلم یک ذهن زیبا (A Beautiful Mind) رو دیدید؟
این فیلم با بازی زیبای راسل کرو
(Russell Crowe) داستان زندگی دانشمندی به نام "جان نش" در رشته اقتصاد و ریاضیات هست که مبتلا به بیماری شیزوفرنی میشه و بعد از معالجات فراوان و بی فایده تصمیم میگیره خودش به جای قرص ها به جنگ بیماری خود بره و تا انتهای عمر خود با توهمات حاصل از بیماری کنار بیاد. خوب البته موفق میشه و نتیجه زندگی مبارزه گونه اش با این بیماری، ابداع روشی جدید در ریاضیات میشه که تیوری ارایه شده او برنده جایزه نوبل میشه. روشی که زاییده هوشیاری وی در عین حملات توهم بیماریش بوده ابداع کرده.
و اما کشف من! امروز دنبال بیوگرافی موسس یکی از سایتهای مورد علاقه ام (
forbes.com) بودم که به ماجرای دیگه ای پی بردم. زندگی کسی که تصویرش رو در مقابل میبینید! پروفسور "جان فوربس نش"!! هنوز یاد فیلم نیوفتاده بودم و داشتم بیوگرافی رو میخوندم: 1928 به دنیا آمده، در آمریکا در رشته نظریه بازی (یک شاخه از ریاضیات کاربردی و اقتصاد) تحصیل کرده، جایزه نوبل اقتصادی رو در سال 1994 برده و تقریبا از همون سال ها به بیماری شیزوفرنی مبتلا شده است!
به اینجاها که رسیدم احساس کردم این داستان رو قبلا جایی شنیدم! بله، داستان فیلم یک ذهن زیبا اقتباسی حدودی و البته دراماتیک شده ازداستانی واقعی بوده.

به هر حال، مجله فوربس که معتبرترین و معروفترین نشریه جامع اقتصادی بین المللی هست، در زمینه های تکنولوژی، اقتصاد، بورس های بین المللی و فن آوری ارتباطات و اطلاعات فعالیت میکنه و پیشنهاد میکنم با عضویت در خبرنامه ها و یا گرفتن RSS های این سایت خودتون رو به روز نگهدارید. در حال حاضر پسر موسس سایت به نام استیو نش (Steve Nash) اونرو اداره میکنه.

+ عماد هنرپرور ; ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۱۳
    پيام هاي ديگران ()   

 

همه جا صحبت از لبنان و فاجعه ای انسانیه. من دیگه به این نتیجه رسیدم که انسان فاجعه ای است نه فاجعه ای انسانی... چقدر در سنین نوجوانی به معنی کلمه انسان فکر میکردم و در فرهنگ لغات و کتابهای فلسفی دنبالش می گشتم! جواب معنی کلمه انسان، نه در نسیان است و نه در اشرفیت مخلوقات، که در بوسنی دهه نود، فلسطین 50-60 سال گذشته، لبنان هزاره مضحک سوم و تمام خودکامگی های بشر است. دردا و دریغا انسان...

گوگل گزارش اعجاب انگیزی از عملکرد مالی سه ماهه دوم سال ۲۰۰۶ شرکت ارایه کرده! افزایش ۷۷٪ درآمد ها و افزایش نسبت سود به درآمد ناخالص تا عدد ۲.۵ میلیارد دلار (دوره مشابه سال گذشته تقریبا  ۱.۴میلیارد دلار) نشان از این داره که گوگل می خواهد قهرمان بلا منازع بازار IT باقی بماند. حتی گزارش مثبت مایکروسافت از وضعیت مالی همین 3 ماهه اش زیر سایه اخبار مالی گوگل محو شد. تحلیلگر مجله فوربس در مقاله ای نوشته است "با وجود افزایش سود مایکروسافت، هنوز هم این شرکت در حالت ناپایداری و عدم ثبات به نظر میرسه"
به عقیده من این احساس بیشتر از دو عامل خارجی نشات میگیره تا بررسی شرایط داخل شرکت مایکروسافت: یکی رشد عمومی بازار IT و کندی شرکتی مثل مایکروسافت در کشف و فتح تازه های بازار در مقابل رقبای سریعتری مانند گوگل و یا شرکتهای کوچکتر، و دوم سیطره نام گوگل بر اذهان سهامداران (مردم)! گوگل هنوز عمده درآمد خود را از بازار تبلیغات آنلاین بدست میاورد در حالیکه مایکروسافت تجارت بسیار وسیعتری از حوزه سخت افزار کامپیوتر و بازیهای رایانه ای تا سیستم های عامل، نرم افزار های اداری، بانکهای اطلاعاتی و حتی همان تبلیغات اینترنتی و خدمات پورتال اینترنتی را اداره می کند.
چند وقت پیش مطلبی نوشتم با عنوان "گوگل با ذخیره 10 میلیارد دلاریش چه خواهد کرد؟" و الان فکر میکنم گوگل در حال تبدیل به بادکنکی بزرگه که بیشتر از پولی که بهش وارد میشه هوا در درون خودش جا داده! ابعاد فعلی سهام گوگل واقعا به نظر من فقط برای بازار تبلیغات آنلاین بزرگه و این شرکت بزودی باید اخبار و پول از سایر سرمایه گذاریهاش نظیر Google Earth، سرویس مالی (Google financial) و یا سرویس پرداخت جدید خود جواب بگیره.

+ عماد هنرپرور ; ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٥/٩
    پيام هاي ديگران ()