عماد هنرپروراین وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم. |
||
من ایرانی هستم. شما هم که این را می خوانید احتمالا ایرانی هستید. ما همه ایرانی هستیم... و ما... مردم بدی هستیم. یکی از بدترین مردمانی که در عالم دیده ام! دلایلی دارم باور کنید محکمه پسند. نه وطن گریزم، نه خود کوچک بین، نه غرب زده و خارجی پرست. بلکه میهن دوست و وطن پرستم. ولی باور کنید ما مردم بدی هستیم! کمی به خود نگاه کنیم:
در پارک با همسرم راه می روم. چند جوانی در میان خیل مردم که به دنبال گوشه ای آرام برای قدم زدن به اشتباه به اینجا پناه آورده اند، با تمام قوا والیبال بازی می کنند!! ضربات سهمگین اسپک و آبشار!! ساعت ١٢ نیمه شب است! دیگران از لابلای مردم با تمام نیرو بدمینتون بازی می کنند! به قهرمان والیبال که در آستانه تنه زدن به من بود اعتراض خفیفی می کنم و او تا آستانه گلاویز شدن با من می رود :)
در کوچه ساعت ٢ نیمه شب. همسایه مهمانش را راه می اندازد. با صدای بلند می خندند و گل می گویند. ولی این کافی نیست. مهمان در ماشین می نشیند و ضربه ای بر بوق اتوموبیل به نشانه ارادت! می زند.
در اتوبان اتوموبیلی با سرعتی عجیب از سمت راستم سبقت می گیرد. کمی جلوتر موتورسواری را نقش بر زمین می کند. پیاده می شود، جوانی قوی هیکل است. پس کتک مفصلی به موتور سوار می زند و می رود!!
در خیابانی ٢ لاینه، خانمی برای خرید میوه ١۵ دقیقه ای از ماشین دوبله پارک شده اش پیاده می شود. و شاید ٢٠ دقیقه. چه فرقی می کند. مردم کیستند؟؟
غیبت بیداد می کند. دروغ که از بزرگان مملکت به تعداد ساعات روز شنیده می شود، از دیگران چه توقع؟ مال مردم که قند و نبات است برای قدرت مندان. رشوه؟ به راحتی... ربا؟ به سادگی... دست همه در جیب هم دیگر است.
نماز شب می خوانیم و گوشت برادر مرده را می خوریم. یس را از بر می خوانیم و جوشن کبیر، ولی آتش در حلق خود فرو می کنیم. خدایا به دادمان برس...
شهر خالی است ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟
حافظا گر نروی از در او هم روزی
گذری بر سرت از گوشه کناری بکند
ما مردم بدی هستیم...!