عماد هنرپروراین وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم. |
||
سلام عباس ميرزا جان٬
اين نامه رو مينويسم تا بدونی ما اينجا هنوز به يادتيم. اينجا بعد از رفتن تو به تهرون٬ همه چی ريخته بهم. انگار روستا اصالتشو از دست داده. تو هويت اين روستا بودی. البته ما الان پيشرفتهايی کرديم. تو با بيل و کلنگ کار ميکردی ما الان تراکتور داريم. هنوز اون کلنگه که اومدی بزنی به زمين زدی پای عباس قلی رو شکستی کنار اصطبل رو زمينه. شهر چطوره؟ صنعت آی طی خوبه؟ حتما بيش از بيل زدن پول درمياری.
با سپاس(!)٬
عماد