عماد هنرپروراین وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم. |
||
عجب زمونه ای شده. جاذبه زمين ديگه از قوانين نيوتن تابعيت نميکنه٬ شايد هم موهای پسرها و دخترها تابع جاذبه نيست. يا شايد من غريبه ای بيش نيستم...
احساس ميکنم اگر يک تناظر يک به يک ميان آدمها و اشکال هندسی بخوام برقرار کنم٬ انسانهای اوليه نقطه و کمی بعد دايره بودند. يواش يواش و کم کم اين دايره بزرگ شد و با تکامل معنويش تونست شناخت بيشتری از خودش به دست بياره: محيط٬ مساحت٬ نحوه محاسبه محل مرکز٬ وترها و غيره. بعدها تونست قضايايی رو هم در مورد خودش اثبات کنه. و موقعی که هندسه اقليدسی براش تموم شد٬ سعی کرد حجم پيدا کنه. يعنی شد کره! دوباره همون سير تکامل تا همين نزديکيا.
و الان من و احساسم تنها شديم. چون فکر ميکنم از يه جايی به بعد آدما دارن هر کدوم با افکار خودشون سعی ميکنن اين کره رو بزرگش کنن. در نتيجه شده چيزی شبيه گلابی. يا شايد هم يک سيب زمينيه بزرگ که از هر ورش جوونه ای بيرون زده. خلاصه حجمی نا موزون...
دوست دارم همون نقطه باشم و کم کم دايره ای برای خودم بسازم. مهم هم نيست ديگران منو فقط يک غريبه ببينند.