عماد هنرپروراین وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم. |
||
صفات تفصيلی نظير اولين و بهترين و برترين رو زياد ميشه شنيد و ديد. خوب يه وقتهايی با اين صفات گزاره های خبری درستی توليد ميشوند مثل "کارخانه فورد اولين خط توليد انبوه اتوموبيل را راه اندازی کرد" يا "راجر فدرر برترين تنيسور مرد سال ۲۰۰۵ بود"!
اينها جملاتی هستند كه درست بودنشون ريشه در وقايع نگاری مستند و غير قابل انكار داره. ولی دوتا مشخصه ديگه هم دارند اين جملات درست: اينكه همگی اونها غير تبليغاتی و غير تنازعی هستند. مثلا وقتی ميگيم فورد اولين خط توليد انبوه اتوموبيل بوده٬ مرسدس بنز معترض نيست چراكه در تاريخ اين صنعت اين مساله ثبت شده. و اما تبليغات. اگر ژيلت بگه من پرفروشترين تيغ ريشتراشی هستم كسی ايرادی بهش نميگيره چون بازار دارای آمار و مستنداتی هست كه اينو نشون ميده٬ ولی اگر بگه من برترين تيغ ريشتراشی رو می سازم خيلی ها ميتونند منطقا اعتراض كنند )و ژيلت هم هيچگاه همچين حركتی نكرده.
در حوزه وب فارسی اين جملات متاسفانه زيادند. وقتی كسی ادعا ميكنه اولين سرويس ايميل رو داره ارايه ميكنه يا بايد اونقدر اين مساله مستند و محكم باشه كه كسی رو به واكنش وادار نكنه (مثل اولين سرويس وبلاگ فارسي: پرشين بلاگ٬ كه حتی اين شكلش هم به نظر من خالی از فايده و لطف هست) و يا داره به حضور سايرينی كه شايد قبل از او در همون زمينه فعال بودند اعراض و به درك كاربران توهين ميكنه.
خود من يكبار در يك بحثی از سرويس زيگور به عنوان اولين پورتال فارسي كه متشكل از چند سرويس متعلق به چند شركت متفاوت هست ياد كردم كه بلافاصله پشيمون شدم! هرچند من در اون بحث با محدود كردن بازه ی تعريفم گزاره درستی توليد كرده بودم٬ ولی اين گزاره ارزشی نداشت و پشت چيز بی ارزش نميشه ايستاد. مثل اينكه من بگم من تنها وبلاگ نويسی در دنيا هستم كه شماره مليش فلان عدده!
من تابحال پورتالهای ايرانی زيادی ديدم شما ها هم ديديد و بازهم ان شالله شاهد تغداد بيشتری خواهيم بود، كار همشون هم با ارزش بوده و هست. از نشر من ديگه در وب فارسی ادعای پورتال اولی وجود نداره! بهتره سعی كنيم سايت خوشنام تر يا پرترافيك تري داشته باشيم.