عماد هنرپرور

این وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم.

والعصر٬ ان الانسان لفی خسر

من حال خوشی ندارم٬ شايد کمی پرت و پلا بگم امروز! طاقت شنيدنم کمه... الان هم ميخوام کارهامو بکنم ولی حواسم پرته... از چيزايی که شنيدم. اينجا نشت ميدمشون که سرم فعلا خالی شه. انسان اگر نسيان مزمن نداشت که نميتونست لحظه ای تو اين دنيای پر از حماقت و ظلم زندگی کنه...

يک بنگاه اقتصادی بدترين مساله برايش چيه؟ ضرر کردن؟ زيان ده بودن؟ اشباه رفتن مسير؟ ما آدما همه شو داريم باهم انجام ميديم... "قسم به زمان که انسان در زيان است" بدبختيم به خدا٬ کارمون تمومه بعد مرگ٬ خدا بهمون رحم کنه. نميکنه٬ چون ظلم نبايد بدون جواب باشه. چه کسی ظالم نيست تو اين دور و زمونه؟ من ظالمم شما هم که دم نميزنيد شريک. اين چه دنياييه؟ مسلمون کجاست؟‌ دمه در سفارت دانمارک؟؟‌ مسيحی کجاست؟ بالای سر گورهای دست جمعی تو بوسنی و افغانستان و عراق؟ ايرانی کجاست؟‌ تو بازار و تاکسی و ادارات در حال تو شيشه کردن خون هموطنش با رشوه و کرايه دوبله گرفتنو و گرون فروشی؟ آدم کجاست؟ پناه به حيوانات از شر اين انسان...

خدايا به من يکی رحم کن... رحم... بقيه رو هم خودت بنداز تو جهنم.

+ عماد هنرپرور ; ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/۱٧
    پيام هاي ديگران ()