عماد هنرپروراین وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم. |
||
مشکل جديدی بوجود آمده در اين دنيای سريع... مشکلی به نام فلان جايی بودن! فقط لطفا اشتباه نفرماييد! منظورم مثلا آذری يا شمالی بودن نيست! منظورم ايرانی يا مالزيايی يا روس بودن٬ آن هم فقط در يک مسير خاص است. توضيح ميدم خوب٬ نزنيد!:
در دنيای امروز مليت ها دردسر سازند. شما بايد بتونيد جهانی باشيد. اين جمله را حتما شنيده ايد. در جلسه ای امروز در اتاق بازرگانی (کميته ايرانی) نشسته بوديم و سرکار خانم صادقی (از مگفا) از پتانسيل outsourcing نرم افزار در ايران صحبت می کردند. بحث به اينجا رسيد که هندی ها ارزان٬ متخصص و مسلط به انگليسيند. در ايران يکی و نصفيشو داريم: يک از تخصص، نيم از ارزان و هيچ از زبان! در پروژه هايی نظير call center و غيره هم همين مشکل وجود دارد. اين مشکل ايرانی بودن است. هندی ها جهانی تر هستند.
مثال عکسش: در يکی از انجمن ها بحثی بود بر سر قيمت دادن به مشتری. تقريبا عقيده جمع بر اين شده بود که آقای سوال کننده بايد حدود ۲۵ دلار در ساعت پيشنهاد قيمت بدهد. ولی سوال کننده در آخر گفت: در کشور من اگر قفسه های سوپرمارکت را تميز کنيد اين مبلغ را ميگيريد!! ايشان سويس زندگی ميکرد! خوب اين مشکل ايشونه! چون کارفرما همون کار رو ميده به يک آلمانی (نگفتم هندی!) با ۲۰ يورو. بايد بتونيم جهانی باشيم... چه در بنگلادش٬ چه در سويس...