عماد هنرپروراین وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم. |
||
وبلاگ من بيشترين تعداد کامنتهاشو به عمرش ديد! خوب قطعا بخاطر لطف دوستان در جريان و بعد از مراسم تولد پرشين بلاگ (که سه شنبه بود) اين اتفاق خجسته افتاده!! دوستان زيادی (خانم سينکي، آقا حامد، صندلی عزيز، خانم محتشمي، پارسای عزيز، آقای پدر!، خانم روشنک و بقيه دوستان!) بمن روحيه دادند که مجری خوبی ميشم در آينده و از اين حرفا که از همشون ممنون! به هر حال قرار بر اين بود که اقای جواد خيابانی زحمت اينکار رو بکشند که متاسفانه درگير يک مراقبت بيمارستانی بودند که من هم اميدوارم هر جه زودتر بهبود پيدا کنند.
اين سوال چندين بار از چندين نفر مختلف در چندين بازه زمانی خاص(!) پرسيده شده که انتظار ميره پرشين بلاگ ۲ سال ديگه کجا باشه! واقعيت اينه قراری گذاشته نشده! ولی مسير فعلی شرکت و يکه تازی مجموعه هايی مثل پرشين بلاگ، به نظر من حداقل شامه ی بسياری رو تحريک ميکنه و فکر ميکنم بعد از دوسال تلاش ما کمترين نتيجه اش توجه بيشتر سرمايه گزاران بخش خصوصی رو به حوزه وب فارسی باشه.
اميدوارم مجموعه های فراوانی مانند ما و حتی بهتر بوجود بيان و بلوغ تجاری درخوری در کشورمون در اين حوزه بسيار جوان شاهد باشيم. ان شالله...
اين هم به سبک ساير دوستان عکسی از مراسم٬ لحظه ای که آقای ابطحی در يک چشم بهم زدن پشت ميکروفون قرارگرفت و استفاده کاملا سياسی از اين فرصت نمود! عماد هنرپرور و سروش اسدزاده مات و مبهوت سرعت عمل اقای ابطحی هستند! (به علت سرعت زياد ايشون و کم آوردن شاتر دوربين صورت آقای ابطحی بصورت پست مدرن افتاده!)
