عماد هنرپرور

این وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم.

 

سال ۱۳۷۷ برای گرفتن يک خط 64Kbps (تقريبا به سرعت يک خط تلفن امروزی) از آقای مهندس مجيد صدری بايد ۱۰ ميليون تومان وديعه(!) و ماهيانه ۱ ميليون تومان هزينه پرداخت می کرديد تا به سرويس ماهواره ای فرانس تلکام مخابرات که به جرات ميتونم بگم يک share يک به پنج روش بود متصل بشيد (جالب ترش اين بود که می خواستيد اين سرويس رو upgrade کنيد به 128Kbps که بايد ۱ ميليون تومان وديعه بيشتر و ۱ ميليون تومان هزينه ماهيانه بيشتر می داديد! خدايا اين چه منطقی بود؟!)
به هر حال! سالهای بعدش که رقبای مخابرات زياد شدند و آنتن های فراوانی رو به ماهواره ها افراشته شدند، برای گرفتن پهنای باند درگير قضيه جديدتری شديم به نام خطوط DSL! اين بار بايد دست به دامان آقای مهندس حاجی بنده می شديد برای يک يا خدايی نکرده دو زوج سيم مسی ناقابل... خوب اين خطوط هم که بيش از دو مرکز فاصله را به زحمت جواب می دادند و باقی مشکلاتشون.
همه اينها رو گفتم (که البته فقط ۵٪ مکافات های آن روزها بود) که سوالی بپرسم: شهر تهران با ساختاری قديمی و خيابان هايی غير استاندارد، سيستم مخابراتی قديمی و کم ظرفيت (در آن روزها) چه اميدی به گسترش آنی شبکه سيمی خود داشت که مخابرات ايران حتی يکبار سعی نکرد به مشتريان ناقابل خود خدمات بی سيم ارايه کند؟
هنوز هم PAP ها درگير عدم وجود امکانات چه در خود مراکز و چه از مراکز تا مشتريان هستند و هنوز هم به نظر من خدمات بی سيم راهکاری سريع تر و مفيدترست!

+ عماد هنرپرور ; ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٤/٢٧
    پيام هاي ديگران ()