عماد هنرپرور

این وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم.

 

چندی پیش مصطفی قوانلو قاجار عزیز، مطلبی برای روزنامه (اعتماد ملی) فرستاد با عنوان "اینترنت کم سرعت بلای جان توسعه ایران" که واکنشی هم از سوی اداره زیرساخت وزارت ICT داشت که در همون صفحه چاپ شد. جوابیه که مشخصه چی باید باشه: ترکیبی از بی ربط دونستن برخی مسایل به هم (که به اصل موضوع هم بی ربط است!) و تکذیب و انکار و ...

شخصا اگر در مخابرات ایران سمتی داشتم هرگز برای چنین مطلبی تکذیبیه یا توضیح نمی فرستادم. هنوز یادم نرفته ISP ها در اثر قطعی یک ماه و خورده ای خرداد سال 81 و تابستان سال 84 چه ضرری را متحمل شدند. در حال حاضر در دفتر پرشین بلاگ سه سرویس پر سرعت از سه provider بزرگ تهران (پارس آنلاین و داتک و شاتل) برقرار هست و به کرات شاهد قطع شدن (هرچند کوتاه) هر سه لینک همزمان باهم هستیم! اینکه من میگم "هر چند کوتاه" آزار دهنده است! برای مصرف کننده ایرانی که تابحال نه SLA درست و درمونی تجربه کرده نه انتظار پشتیبانی مناسبی داره، قطعی اینترنت یعنی بیش از 1 روز!! اینترنت ابزار کار بسیاری (مانند همکاران من) شده و واقعا 3 دقیقه قطعیش جدا از اعصاب خورد شدنها و مشت بر روی کی برد و میز کوبیدنها(!) ضررهای اقتصادی و غیر قابل جبرانی داره.

زمانی هست که ما صورت مساله رو به این شکل فرض میکنیم: "ما کشور فقیری هستیم و قدرت خرید ظرفیت پایینی رو داریم." در این حالت ما می پذیریم که توان مانور کمی داریم، منابع محدودی داریم و در نهایت به عنوان معلول این گزاره ها، انتظار شاخص پیشرفت بالای اقتصاد نوین و الکترونیکی، نرخ مناسب افزایش ضریب نفوذ اینترنت و ... را نخواهیم داشت. ولی حتی در این حالت نیز: تلاش میکنیم با استفاده بهینه از همین منابع محدود، بهره وری را به حداکثر برسانیم.

مطمینا وضعیت ما در این حالت نمی گنجد. در حال حاضر منابع اختصاص گرفته از سوی RIPE به ایران و همچنین میزان مجموع پهنای باندی که بخشهای خصوصی و دولتی، مجاز یا غیر مجاز از ماهواره ها و backbone های بین المللی اینترنت خریداری می نمایند، بیش از نیاز واقعی ماست. چرا اینقدر مطمین این ادعا را دارم؟ برای مثال بخشهای دولتی و شرکتهای فراوانی هستند که مصرف اینترنت آنها به ساعات روز محدود می شود (ساعاتی که عمده مردم در منزل نیستند) ذرحالیکه بخش عمده ای از این مصرف، از طریق ارتباطات غیر بهینه شده (ماهواره ای و بدون سیستم هایی نظیر BGP4 (Border Gateway Protocol - که به Advanced Internet Routing نیز شناخته می شود) و یا سیستم های مستقل و ایزوله از شبکه سراسری) صورت می گیرد. یعنی دو سبکه مستقل که هر دو زمان پیک غیر یکسانی دارند.

راه حل چیست؟ بی تردید ایجاد زیرساختهای تبادل دیتا در شبکه داخلی و استفاده از تکنیک هایی نظیر BGP4 . یعنی یک شبکه مسیریابی و ارتباطی داخلی (Internet Exchange) که اصلا هم به نظر من اسمش اینترنت ملی نیست!!

به هر حال امیدوارم ماهیگیران و صیادان مروارید در سواحل خلیج همیشه فارس کمی بیشتر دقت کنند و این فیبرهای نوری (شایدم توری!) عزیز ما رو کمتر قطع کنند!
+ عماد هنرپرور ; ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/٦
    پيام هاي ديگران ()