عماد هنرپروراین وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم. |
||
کسب و کارها را بر حسب کمیت های قابل اندازه گیری متفاوتی مانند تعداد پرسنل، حجم گردش کار، حجم چرخش مالی و تعدد سلسله مراتب مدیریتی به کوچک، متوسط و بزرگ تقسیم می کنند. ولی یک پارامتر هم هست که حداقل من در کتابها ندیده ام! شاید دلیل آن هم بومی بودن این پارامتر باشد، یا شاید دلیلی دیگر٬ ولی به هر حال به نظر من یکی از شهود فاصله میان کسب و کارهای کوچک و متوسط است. این تفاوت که فقط میان کسب و کارهایی با ابعاد متوسط و کوچک قابل مشاهده است اجاره ای بودن امکانات است.
اغلب صاحبان بیزنسهای کوچک از محل کار اجاره ای، دستگاه های گران قیمت اجاره ای و غیره استفاده می کنند، در حالیکه وقتی بیزنسی می خواهد یک پله ترقی کند، معمولا در صدد برطرف کردن این هزینه های ماهیانه و تبدیل آنها به خواب سرمایه اولیه می کند. علت که مشخص است: اعتماد بیشتر به برگشت سرمایه و قدرت خرید بالاتر. ولی به نظر من مهم تر از علت، برای صاحبان کارها و کمپانی ها سایر کوچک، آداب اجاره است! شخصا تجربه اجاره کردن دفتر کار، مغازه فروش محصولات خودم (ISP)، خطوط تلفن و وسایل گران برای توان خریدم٬ مثل تجهیزات VoIP را داشته ام.
اولین چیزی که برای اجاره مناسب مهم است٬ چانه زدن است! هر صاحب جنسی که برای اجاره آنرا در اختیار شما قرار می دهد یک حد تخفیف قایل می شود. پس حتما چانه بزنید! وقت شناسی در چانه زدن بسیار مهم است. زمانی چانه بزنید که تصمیم نهایی گرفته اید. نشان دادن پول نقد یا دست چک در حالیکه تصمیم به نوشتن روی برگ آنرا گرفته اید می تواند وسوسه کننده باشد! خوش برخوردی هم که از اصول اولیه ارتباط است! مطمین باشید به آدم خوش برخورد بهتر تخفیف می دهند.
دوم اینکه هیچ وقت در میان معامله استیجاری، اهداف دیگرتان را به رخ موجر خود نکشید. موجر همیشه هنگام اجاره دادن این احساس را پیدا میکند که از شما بی عرضه تر است!! این احساسش را تقویت نکنید! ثانیا، فراموش نکنید موجر کسی است که حداقل چند ماهی با او سرکار دارید. شاید برای خرید یک جنس بتوانید با اعلام اینکه قصد دارید کارتان را گسترش بدهید، فروشنده را وادار کنید به شما به چشم یک مشتری آینده نگاه کند، ولی در مورد اجاره اینطور نیست.
اظهار به اشرافیت و تمول نکنید! این مشکل خود من هست! برای اینکه به به موجر اطمینان بدهم که از پس پرداخت اجاره بها بر می آیم، وضعیت مالی خودم را برایش تشریح می کردم!! شما نکنید! حتی برعکس بد نیست وضعیت خود را در عین ثبات، کمی دشوار جلوه بدهید (همشهری های من – تبریزی ها – در اینکار تبحر عجیبی دارند! نمیدونم چرا ازشون یاد نمیگیرم)
در آخر تمام مراحل را مکتوب و تمام شرایط را شفاف کنید. باور کنید این آخری مثل دیازپام به شما کمک میکند شب ها راحت بخوابید! موفق باشید!
راستی یادم رفت! به عقیده من تا زمانیکه کسب و کارتان واقعا به سایز متوسط نرسیده، دلیلی ندارد منابع مورد نیاز خود را بخرید. اجاره پرداختن گاهی فرصتی برای محک زدن است. البته قبول دارم در مورد ملک در ایران٬ این اصل به هیچ عنوان صادق نیست، ولی در مورد بقیه منابع... هست!