عماد هنرپرور

این وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم.

 

در سالهای گذشته وقتی شرکتی ثبت می کردید٬ یک سری کارهای اولیه بود که معمولا با ذوق و شوق خاصی دنبال میشد. مثل انتخاب اسم شرکت (تطابق با فرهنگ لغت و استعلامش که معمولا صف درازی هم داشت!) البته برای من و امثال من که جوان بودم و تازه کار این شوق بیشتر بوده حتما٬ ولی به هر حال در چهره دیگران هم دیده میشد :)
یکی دیگه از این کارهای اولیه:‌ انتخاب لوگوی شرکت بود. کاری که هم سلیقه می طلبید هم تکنیک هنری. به هر حال این هم مورد علاقه ام بود.
در سالهای اخیر که شغلم در حوزه فناوری اطلاعات بوده و روزگار مجازی را بیشتر تجربه میکنیم٬ به موقع راه اندازی هر وب سایت جدید پروسه هایی شبیه و متناظر با همان روزها رو تجربه میکنیم. ثبت دامنه (Domain) به جای ثبت نام شرکت، گرفتن سرویس میزبانی (Web Hosting) به جای اجاره یا خرید محل شرکت و طراحی سایت به جای خرید لوازم اداری، دکوراسیون و معماری داخلی شرکت! پروسه مشابه در این تناظر یک به یک انتخاب و طراحی لوگو هست!

ولی چرا انتخاب لوگو مهمه؟؟ وقتی لوگوی شرکت نایک یا بنز رو میبینم، اولین چیزی که به ذهنم میرسه بزرگی و عظمت شرکته. شاید بگویید این تاثیر حافظه من از این برند های تجاریست یا فکر کنید من این برند ها رو دوست دارم که هر دو ممکن هستند ولی به هر حال لوگو باید بتواند بزرگ بودن را القا کند. مثلا شرکت جی ام خیلی بزرگتر از نایک است ولی لوگوی زیبایی ندارد. در کنار بزرگ به نظر آمدن، مسایلی مانند جلب علاقه مشتریان، قابلیت بالاتر برای برند شدن، ماندگاری بیشتر نام شرکت در ذهن مردم و سایر مسایلی که ممکن است به نظرتان خیلی نزدیک به هم باشند در شکل گیری اهمیت لوگو نقش دارند.
احساس مهم بودن طراحی لوگو دلایل دیگری هم داره به نظر من. از جمله بیان خصیصه های متمایز کننده یک شرکت با دیگر رقبایش. مثلا شرکت اپل (Apple) با نشانه سیب گاز خورده اش متفاوت بودن را به بیننده القا میکند (اقتباس از تصمیم حضرت آدم برای شکستن قاعده و خوردن میوه ممنوعه) و شعار شرکت نیز اینگونه است: متفاوت بیاندیشید (Think Different)

+ عماد هنرپرور ; ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱٦
    پيام هاي ديگران ()