عماد هنرپروراین وبلاگ درباره عماد است! زندگی، سفرها، افکار، دوستان و سایر متعلقاتش. در ذهن من، برای فکر کردن نقطه کوری نیست و من جز بر افکارم، احساس مالکیت بر چیز دیگری در دنیا ندارم. |
||
سوالی ذهنم رو به خودش مشغول کرده: آیا کار گروهی و تیمی، چه در حوزه فنی چه در حوزه مدیریتی، در یک بیزنس کوچک یا به قول فرنگیها Small Business، همونقدر اهمیت داره که در یک کسب و کار متوسط یا بزرگ؟
خوب ببینید، احساس میکنم در شرکتهای کوچک (مثلا خانوادگی) سلایق شخصی و برخی مسایل مثل پدرسالاری، مادرسالاری (یا کلا نفوذ یکی از اعضای خانواده) و یا در شرکتهای فنی و تکنولوژیک برجسته بودن توانایی های مدیر فنی نسبت به زیردستان و ... ضرر بسیار کمتری وارد میکنه تا در یک شرکت بزرگ. ولی از طرفی هم در سیستم کوچک بخودی خود حساسیت (کمیتی برای اندازه گیری ریسک) سیستم نسبت به تک تک افراد و پرسنل بالاتره و اگر این عضو درجه اهمیت بیشتری داشته باشه که حساسیت افزایش هم پیدا میکنه. یعنی در یک سیستم کوچک ریسک عدم کار تیمی به هر حال بالاتره. اینم یه پارادوکس...
یک مورد از کار موفق تیمی در شرکتی کوچک:
به نظر شما خدمتی که الکساندر (؟) فلمینگ (مخترع واکسن بود دیگه نه؟!) به بشریت کرد بزرگتر بوده یا بیژن، طراح لباس و عطر و جواهر ایرانی الاصل آمریکایی؟! خوب ج.ابش راحت بود، قبول: فلمینگ. ولی حالا همین قیاس رو با اورکات بیوککتن (سازنده سایت اورکات دات کام) میتونید بکنید؟ یعنی فلمینگ با اورکات؟! مزحکه؟ ولی ظاهرا اینطور نیست.
در پایان سال 2006 سایت YouTube به عنوان اختراع برتر سال انتخاب شد در حالیکه اختراعات دیگه ای مثل واکسن جلوگیری از برخی بیماریهای مقاربتی، دستگاهی که خرچنگ رو در 5 ثانیه ذبح میکنه و غیره در لیست مورد نظر بوده.
گوگل سایت YouTube رو چندی پیش بیش از 1.5 میلیون دلار خرید. درحالیکه این شرکت جمع کوچکی از دوستانی بود که تنها ایده شان اشتراک گذاشتن ویدیوهای کاربران اینترنت بود.